
ای خدای بزرگ ترا شکر میکنم که راه شهادت را بر من گشوده دریچه ای پرافتخار از این دنیای خاکی بسوی آسمانها باز کردی و لذت بخش ترین امید حیاتم را در اختیارم گذاشتی و به امید استخلاص تحمل همه دردها و شکنجه ها را میسر کردی.
خدایا ترا شکر میکنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچکس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.
اما ای خدای بزرگ یک چیز بیش از همه چیز بر من ارزانی داشتی که نمی توانم شکرش کنم و آن دردو غم بود
درد و غم از وجودم اکسیری ساخت که جز حقیقت چیزی نجوید ، جز فداکاری چیزی برنگیرد و جز عشق چیزی ترشح نکند
خدایا عذر می خواهم از اینکه در مقابل تو می ایستم و از خود سخن می گویم و خود را چیزی به حساب می آورم که تو را شکر کند و در مقابل تو بایستد و خود را طرف مقابل بحساب آورد.
خدایا تو در مواقع خطرمرا تنها نگذاشتی ، تو در کویر تنهایی انیس شب های تار من شدی ، تو در ظلمت ناامیدی دست مرا گرفتی و کمک کردی در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه و پیش بینی نبود ، تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مسلح نمودی و در میان ابرهای ابهام در مسیر تاریک و مجهول و وحشتناک مرا هدایت کردی.